عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
226
رساله افيونيه ( فارسى )
وزنها و مقياسها اوقيه : وزنهء معادل هفت مثقال . ( منتهى الارب ) اوقيه نزد طبيبان ده درم سنگ است . به وزن مكّه به سنگ زر هفت مثقال و نيم باشد و به سنگ سيم قريب ده درم و چهار دانگ باشد و گروهى گفتهاند اوقيه دوازده درم سنگ باشد . ( ذخيرهء خوارزمشاهى ، ج 1 ، ص 62 و 63 ) اثولوس : در اين كتاب واحدى براى اوزان محسوب مىشود اما در كتب لغت و اصطلاحات اوزان اين كلمه ضبط نشده بود . تواس : واحد وزن است به اندازه يك اوقيه و نيم . حمص : به اندازه يك نخود ، حمص در معنى نخود است . ( تكملة الاصناف ، ص 138 ) دانگ : دانق شش يك درهم ، سدس درهم ( المكاييل ، ص 29 ) در وزن دانگ اختلاف بسيار است . درم دو قيراط است و نيم دانگ نصف يك قيراط است . ( دستور اللّغه اديب نطنزى به نقل از لغت نامهء دهخدا ) وزن درم يا درهم كه فارسى معرب است شش دانگ است و دانگ دو قيراط باشد و قيراط دو طسوج و طسوج دو جو ميانه است . ( منتهى الارب ) درهم : يك درهم برابر بوده است با شش دانق معادل 55 / 0 گرم . وزنى است معادل شش دانگ و هر دانگ معادل دو قيراط . ( ناظم الاطبّا ) رطل : نيم من سنگ مكه و آن دوازده اوقيه است و اوقيه چهل درهم است . ( المكاييل ، ص 30 ) سدس : يك ششم از چيزى . ( آنندراج ) طرشوق : در هيچيك از كتب لغت نامى از آن نرفته است اما عماد الدين خود به اينكه واحدى در وزن مىباشد اشاره دارد . در تكملة الاصناف كلمهاى شبيه به آن وجود دارد به نام طرطبيس كه واحدى است . ( تكملة الاصناف ، ج 2 ، ص 425 ) . فرسخ : فرسنگ و آن مسافت سه ميل باشد كه دوازده هزار گز يا ده هزار گز شود . ( منتهى الارب ) فرنوسين : مقدار سه اوقيه است رجوع شود به اوقيه . كرسنه : نام غلهاى است تيره رنگ و طعم آن ما بين ماش و عدس باشد . آن را مقّشر كرده به گاو دهند . ( برهان قاطع ) منظور اندازهاى به اندازهء يك كرسنه مانند ماش يا جو است . گز : مقياس طول و اندازه ، معادل ذرع و هر گز 16 گره است . امروز گز را معادل متر اروپاييان گيرند . ( برهان قاطع ) مثقال : در اصل به معنى وسيلهاى براى اندازهگيرى ثقل و سنگينى است و در اصطلاح يكى از مقياسات وزن است . خوارزمى در مفاتيح العلوم آن را برابر وزن يك و سه هفتم درهم مىداند . ( مفاتيح العلوم ، ص 20 ) وزن آن بر حسب دستگاه مترى برابر 94 / 4 گرم مىباشد . ( لغت نامهء دهخدا )